تبليغاتX
.::غریب دیروز اشنای امروز ::.
شوخی نیمی از حقیقت است...
 !!!
 گشتیم پی هلال ماه شوال و پیدا کردیم و دستمان را گرفتیم سمت آسمان تا به یکدیگر نشان دهیم.

شاید خدا دستهایی را که به سمت آسمان دراز کردیم دست دوستی فرض کرد و لبخند زد!هلال شوال

لبخند خداست به روزه دارهایی که عیدی میخواهند...

هرچند رمضان که خدا میزبان بود و ما میهمان تمام شده ولی نه خدا و خداییش فرق کرده و نه ما 

بندگان و بندگیمان.و تا خدا خداست باید بندگیش را کرد هرچند رمضان تمام شده شد...

شاید رمضان آینده شرمنده نباشیم!!! 

عیدتون مبارک

شنبه ۲۱ مهر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/07/15  |
 جواتیسم

سلام

بعد از استقبال شدیدی که از عکسای نمایشگاه کردید تصمیم گرفتم توکف بذارمتونو بقیه عکسارو

نندازم براتون اصلانو اصرار نکنین که فایده نداره

خب بریم سراغ مطلب این پست ... مطلبی که میخوام براتون بذارم رو از تو یه سایت براتون انتخاب کردم

جواتیسم چیست!؟

جوات (يا به روايتي جواد) كلمه‌اي قديمي و صاحب يك فرهنگ خاص است. امكان توضيح اين فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسياري در وصف آن سر به بيابان گذاشته اند. ....

بقیه تو ادامه مطالب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/04/31  |
 شیرین کاری!!!

سلام جیگرا

حال و احوالتون چطوره؟ منم خوبم

یه راست میرم سر اصل مطلب

تو پست قبلی خودم از خودم یه مسابقه گذاشته بودم که مثل اینکه تنها شرکت کنندش خودمم خیلی بی

معرفتین ولی من تو این مسابقه شرکت می کنم تا بقیه هم دهنشون اب بیافته و بیان شرکت کنن

این مسابقه جوایز بزرگی دارههاخلاصه گفته باشم اگه شرکت نکنین از کفتون رفته

حالا مسابقه چی بود اصلا؟! اهان این بود که سه تا از شیرین کاریای بچه گیامونو بنویسیم

دوست دارم این شیرینکاریارو از یه خاطره که پایان خوشی داشت شروع کنم البته من اون موقه خیلی کوچیک بودم و درست یادم نبود واسه همینم بازم به مامانم مراجعه کردم (فکر کن اگه من زبونم لال این مامانو نداشتم باید در اینجا رو تخته می کردم!)

ماجرا از این قراره که :

 من یه جوجه داشتم که با زحمات زیاد این جوجهه یکمی بزرگ شده بود البته زیر شکنجه های من خدا بیامرز جوجه بود ولی جون سگ داشت

بچه گیهای جوجه خدا بیامرز

من یه روز دیدم این جوجهه رفته لب حوض و می خواد اب بخوره منم که مهربون و دلسوز رفتم تا به این جوجه تشنه ابی بدهم از سر مهر بهله جونم بهتون بگم که وقتی به این جوجهه اب دادم دیدم دیگه جیک جیک نمی کنه هی درق و درق زدم تو گوشش ولی فایده نداشت جوجم بیدار نشد بعدش من یه تنفس دهن به دهن مشتی بهش دادم ولی بازم جوجم جیک جیک نمی کرد(این تنفس دهن به دهن رو تو ذهنم بهش دادم )بعدش زدم زیر گریه و جوجهه رو دادم به مامانم و گفتم جوجم چرا جیک جیک نمی کنه مامانم بهم گفت این که مرده چی کارش کردی منم گفتم تشنش بود بهش یکمی اب دددددددددددددددددددااددددددددددددددددددددددددم بعد مامانم گفت چه جوری بهش اب دادی گفتم کلشو کردم تو اب و چند دقیقه نگه داشتم تا خوب اب بخوره بهدش مامانم گفته تو که این کشتی از بس بهش اب دادی هالاقسمت خوش این خاطره کجاشه؟! اینجاشه که چون من از فوت رفیق شفیق و دوست گرانقدر بسیار ناراحت بودم من رو بردن پارک و برام یه عالمهههههههههههه اسباب بازی و خوراکیای خوش مزه خریدن!

 

این از اولیش

دومیش اینه که من از بچه گی به اشپزی علاقه زیادی داشتم و همیشه وقتی مامانم می خواست اشپزی کنه منم می رفتم میشستم رو کابینت اشپزخونه و خوب به کارای مامانم نیگا می کردم که باد بگیرم یه روز که مامانم داشت قورمه سبزی درست می کرد من خوب نشیته بودم داشتم نیگاش میکردم جا ادویه ها کنار گاز بود و من می دیدم که مامانم همیشه از تو این جا ادویه ها یه چیزایی میریزه تو غذا مامانم وقتی کارش تموم شد به من گفت: مامانجون بیا بریم تلوزیون تماشا کن منم به کارام برسم

منم گفتم چشم مامان جون بعد مامانم منو گذاشت رو زمین و رفت به کاراش برسه منم از فرصت استفاده کردم و رفتم تو اشپزخونه ودر یکی از جا ادویه ها رو بداشتم و چون از رنگه ادویهه خیلی خوشم امد همشو خالی کردم تو غذا وقتی ظهر شد همه امدن و اماده خوردن غذا شدیم یه دفعه دیدم هرکی از این غذا می خوره چرا اینجوری میشه قرمز میشن و داد می زنن منم اصلا به روی خودم نیاوردم و یکمی از خورشت خوردم و دیدم ووووووووووووووووووواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چرا این غذا اینقد تندهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه بعدش مامانم گفت من اصلا تو این غذا فلفل نریختم کی این غذا رو اینقد تند کرده و یه نگاه عاقلانه به من کرد و گفت اساهی من از اشپزخونه رفتم بیرون تو کجا بودی!؟ یه دفعه ابجیم از تو اشپزخونه داد زدو گفت : جا فلفلی خالیه!!! منم زدم زیر گره و گفتم مامانییییییییییییییییییییییییییی ولی این خاطره یه قسمت خوب هم داره اونم اینه که به دلیل نداشتن یه چاشنی که با برنج بخوریم بابام رفت کباب خرید و کلی حال کردم!

جاتون خالی!

بله اینم از دومیش

و حالا سومین شرین کاریم اینه که:وقتی من خیلی کوچولو بودم با یکی از دوستای بابام رفتیم شمال کنار دریا من اون موقه اونجوری که مامانم میگفته یکسالو نیمم بوده بعدش کنار دریا نشسته بودن و داشتن حال می کردن(بی ادب منحرف نشو منظورم از حال کردن خورد چای و میوه هستش!) که یکهو مامانم میگه پس اساهی کو ؟! خلاصه همه به تکاپو میافتن که من پیدا کنن بعدش یدفعه میبینن که یه چبزی همینجور داره میره تو اب و هی دورتر میشه !!! بعد بابام میدوه و میاد منو از اغوش دریا بیرون میکشه ومنو که مثه موش ابکشیده شده بودم تحویل مامانم میده بعد مامانم میگه من گریه میکردم و می گفتم من ابو میخوااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممممممممممممم(نیس قهرمان شنا بودم میخواستم برم یه تنی به اب بزنم )بعدش از اون روز به بعد تا وقتی شمال بودیم هروقت مامانم اینا میرفتم کنار دریا منو میبسته یه جایی که نرم تو اب

اینم سومیش

خوب من واسه این مسابقه کسیو دعوت نمی کنم چون اگه بخوام اسم تک تکتونو بنویسم کلی وقت میگیره شرکت کنندگان در این مسابقه همه کسانی هستن که من لینکشون کرد

خوب بازم نشد عکسارو بندازم براتون

بازم موند واسه بعد

خوب ما بریم

فعلا بابای

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/02/07  |
 بازم مسابقه!اینبار متفاوت تر از همیشه!!!

سلام گوگولی مگولیا

 

حال و احوالتون چه طوریاس؟میدونم دلتون برام یه ذره شده بوده!(ها؟چیه؟نشده بوده؟بی معرفتااااااا) میبینم که باز میرید مدرسه و خوش می گذره!ما که از هفت دولت ازادیم نه درسی نه مشقی نه کاری صبح تا شب ول می گردیم و حالی به حولی(حالا نه به این شدیدی که من گفتم من یه کم پیاز داغ شو زیاد کردم)جاتون خالی به منم خیلی خوش گذشتجای همتون خالی(الکی) والا حقیقتش با خودم قرار گذاشته بودم این سال جدیدی یه نظمی به اپ کردنام بدمولی هرچی با خودم فکر میکنم میبینم همینجوری نا منظم بهتره هم کلاسش بیشتره هم روان خودم راحت تره!

 

الیس جون من رو به مسابقه دعوت کرده ولی خدا وکیلی این مسابقش خیلی سخته

مسابقه اینه که من باید سه تا از ترسای دوران بچگی خودمو بنویسم و اینکه بنویسم کودومش توی من باقی موندهاونجوری که یادمه من از ۲ سالگی  به بعد از هیچی نترسیدم(البته خودم اینطوری فکر میکنم)از قبل از دوسالگی هم ............. .......................................................................... .........................................................................................................................هرچی فکر میکنم یادم نیست........................................................................................................

................*

(پ.و*این نقطه چینا یعنی من دارم فکر میکنم!)

از اونجایی که بعد از تفکر زیاد به نتیجه مطلوبی نرسیدم رفتم سراغ مامانم وازش خواستم که بهم بگه من تو بچگیام از چی میترسیدم؟

مامانم هم اولش نامردی نکردوگفت از همه چی میترسیدی ولی یه دفعه بابام زد زیر خنده و گفت:چی؟این از همه چی میترسیده؟!این همه رو مایه** کرده بوده همه از این میترسیدن ولی این از هیچی نمیترسیده!**(از بس شیطونی میکردم هیچکسی از شیطونیای من در امان نبوده)

خلاصه کلوم این که من کلا بچه شجاعی بودم ولی با این حال از چندتا چیز می ترسیدم که اینجا فقط ذکر سه

مورد لازمه:

1-مامانم می گفت: من از نمکی خیلی می ترسیدم اونقد که هروقت یکم اذیت می کردم به من میگفتن اگه بازم اذیت کنی میگیم نمکی بیاد ببرتت منم از ترس نمکی  دیگه شیطونی نمی کردم!

2-**(خوندن این مورد برای افراد زیر2سال توصیه نمی شود )!

اینجوری که مامانم میگه من از قابلمه به سر هم خیلی می ترسیدم وقتی مامانم این گفت من خیلی تعجب کردم و گفتم قابلمه به سر چیه دیگه؟!مامانم گفت قابلمه به سر یه موجود خیالیه که بچه های شیطون رو تهدید می کردن که اگه اذیت کنن این قابلمه به سرمیادومیبرتتشون به سرزمین خودش ومیخورتشون  منم چون یکم (دقت کنین فقط یه کم )شیطون بودم از این یارو خیلی می ترسیدم!

3-من از آمپول هم خیلی می ترسیدم هروقت می خواستن من رو امپول بزنن زمین و زمان رو به هم می ریختم و اونقد گریه می کردم که یا دلشون برام می سوخته و امپولم نمی زدن(احتمال وقوع این حادثه 1در1000بوده) یا اینکه خودم خسته می شدم و مجبور می شدم هرجوری که هست امپول رو نوش جان کنم.

خب الیس جون گفته بود یک ترس که توی من از اون موقها باقی مونده رو بگم شما می تونید مورد سوم رو برای جواب این سوال منظور کنین البته الان دیگه گریه نمی کنم و مثه بچه های خوب می خوابم که امپول زن محترم کارشو بکنه!

من باید حدالاقل سه نفر و حداکثر سیزده نفر رو برای ادامه مسابقه دعوت کنم منم این دوستای خوبم رو دعوت میکنم:

سارا جیگر ، سیلور سعید،اذین خانوم

(بقیه دوستان در صورت تمایل برای شرکت در مسابقه می تونن توی قسمت کامنتها ترساشونو بنویسن!)

 

حالا منم میخوام یه مسابقه بذارم این مسابقه اینه که 2-3تا از شیرین کاریای دوران بچگیتونو بنویسین

من برای این مسابقه این دوستان رو دعوت می کنم:

الیس جون ، مهسای گل، ارزو

خودم هم تو اپ بعدی شیرین کاریامو مینویسم اخه این اپم خیلی طولانی شد  

قرار بود تو این پست چندتا عکس باحال براتون بندازم ولی عکسام بعداز اپلود شدن تو بلاگفا باز نمیشدن برای همین عکسا رو گذاشتم برای دفعه بعدی.

خب دیگه دوستای گل خودم اپ این دفعه هم به سلامتی تموم شد با اجازه دیگه رفع رحمت کنم و برم

nazar nadade nariaaaaaaa

شاد باشید

بابای

 

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/01/25  |
 ادا کاره میمونه !!!

 

این اپ کردن هم واسه ما شده دردسر هرچی هم که میای بنویسی میبینی بقیه از تو ذهنت قاپيدن وانداختن تو وب خودشون نصفه این اپای باحالی که تو وبا میبینین ایده من بوده

 هرچی منویسی میزاری توش پر نمیشه لامصب مثه شکم این مردا میمونه که سیرمونی نداره اه خستم کردی چقدر بریزم تو اون خندق بلا تو اون شکم بی صاحبت درد بی درمون بخوری مرگ بخوری زهرمار بخوری کوفت بخوری سرتو کنی تو چاه مستراح از اوون چیزا بخوری بسه دیگه دیگه به اینجام رسیده دست از سرم بردار....

ها؟بچه ها من راجع به چی صحبت میکردم اها بحث راجع به اپ کردن و اینجور چیزا بود!پس چه ربطی به مردا داشت؟؟؟

 اااا راستی سلام حالتون خوبه از این ورا؟صفا اوردین قدم تو وب من گذاشتین(الکی میگم حالا شماهارو جو نگیره)

سیلور یه کاری تو وبش کرده بود خیلی کاره باحالی بود

 بعدش مسوت هم ازش تقلید کرده بود (مثه میمون )فشردشو گذاشته بود تو وبش ولی من اصلا از این کارا خوشم نمیاد

خوب بچه ها بریم سر اپ این دفعه من چندتا کلمه میگم اولین واﮋه که بعد شنیدن این کلمه به ذهنم می رسه مینویسم بعدش شما هم تو کامنتا اولین واﮋه روکه به ذهنتون میرسه مینویسین

ای بابا اینم که شد همون که

اصلا بیخیال این چیزا بذارین چندتا جک و اس ام اس براتون بنویسم

اول چندتا اس ام اس تصویری:

/////\\\\\

<( @ @ )>

 ----o00--------00o-----

Delam barat tang shode bo0d kelid nadashtam az divar amadam bala bebinamet!

 

Hame chiz beyne ma tamo0m sho0d bia inam axet!

//////////

 ( @   @ )

,,,( . . ),,,

ˇ

Be <@> man to ><(((;>

  

0/            ~0~

/|                /\   

/>              |\ 

 

Age gofty yani chi?

.

.

.

Yani:ay khanom koja koja?!

 

حالا چندتا جک و اس ام اس:

Sakht tarin teste konkore sale 85:

1)hahahaha

2)hahahaha

3)hahahaha

4)hahahaha

Va ama soal:dar kodam yek az gozinehaye bala gholmorad dare gerye mikone?!

 

Soale tiz hoshan dar ardebil:13 aban che rozi ast?

1)17mordad

2)32 khordad

3)aghaze sale 1386

4)22 bahmane 57

5)aban roze 13 nadarad

 6)hardo gozine!

 

Shabahate goz ba 2st pesar:1:hardoshono vel koni rahat mishi2:ba molayemat bahashon rafter koni chos mishan3:age kasi befahme gandesh dar miad!

 

Vaghty deltangi vaghty tanhayy vaghty asheghi vaghty bikasi vaghty narahaty vaghty az donya va damash khaste shodi hichkas nemifahmevali kafie yekbar begozi ta hame befahman!

 

تکراریاش فقط محض یاداوری بود جدیداش هم ابتکار خودم بود(دروغ که حناق نمیاره)

خب بسه دیگه زیادیتون میشه پرو میشین

بازم تا پایان سال منظر اپهای جذاب و خوندنی از من باشین

nazar faramosh nashe!داشت یادم میرفتااااااااااا

ایام به کام

بابای

|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/12/18  |
 ***Valentine's day***

 

 

سلامممممممممممم دوستای خوبه خودم

 

چه طوریایین ؟خوبین که  خوب نیستین؟  خوب به من چه ؟

 

میبینم که دلتون واسم تنگ شده و و و و طاقت دوریه منو ندارین

 

حالا میخوام سوپرایزتون کنم

 

چی؟ نمیدونی سوپرایز ینی چی؟

 

یعنی اینکه می خوام غافلگیرتون کنم

 

چه جوری؟؟؟؟؟؟ میخوام جایزهاتونو بهتون بدمممممممممممممممممممممممم

 

به افتخارم دست بزنیننننننن

 

براتون چندتا عکس باحال و مخصوص انداختم تو ادامه مطالب(لینک ثابت) که این جایزتونه

 

چی؟ عکس نمیخوای؟! من گفته بودم ای دی مو میدم بهتون! کی گفتم من که چیزی یادم نیمیاد!

 

همینه هست میخوای بخواه نمیخوای نخواه!

 

خب حالا وخت چیه؟؟؟

 مطلبی که به نظرم جالب اومد و باعث شد که اپ کنم همین بود:

 

 

Valentin's day

 

 

والنتین در دیکشنری به این شکل تعریف شده:

 

معشوقه ای که در14فوریه برگزیده میشود   valentain:

 

                                           [روز مزبور به شهادت والنتین مقدس]

 

نمیدونم شماها داستان ولنتاین رو میدونین یا نه؟

 

نمیدونین؟(چه بدونین چه ندونین من میگم چون که همینیه که هست) خب پس بذارین براتون تعریف

 

کنم، ماجرا از این قراره که:

 

قرنها قبل در زمان امپراطوری گلادیوس سربازها حق ازدواج نداشتن به این خاطر که گلادیوس فکر میکرد که سرباز مجرد بهتر از سرباز متاهل میتونه ادم بکشه و کار کنه به همین دلیل مانع از ازدواج سربازها با معشوقه هاشون می شد و در این بین یه کشیش بود که سربازهارو یواشکی با معشوقه هاشون عقد می کرد ولی بالاخره امپراطور به این موضوع پی میبره و دستور میده که کشیش رو دستگیر کنن وقتی که کشیش دستگیر می شه همه اونهایی که به نوعی مدیون کشیش بودن میان و بهش سر می زنن اوازه این کار کشیش در تمام شهر میپیچده و به گوش دختر زندانبان می رسه دختر زندانبان به ملاقات کشیش میاد و اون دوتا عاشق هم میشن چند روز بعد گلادیوس حکم اعدام کشیش رودر روز 14 فوریه صادر می کنه کشیش در اون روز اعدام میشه و نام اون روز رو ولن تاین که نام اون کشیش بوده میزارن و از اون موقع به بعد در روز والن تاین مردها به معشوقه هاشون هدیه می دن و اونها به تختی مینشونن و و به خواسته هاشون جامعه عمل میپوشونن

 

بله این بود داستان مااااااااااااا

 

     KiSS mE   

البته این رو هم بگم که ما ایرانیا هم یه روز عشق داریم که من دارم در موردش تحقیق می کنم

 

هروقت اطلاعاتم کامل شد خبرتون می کنم  

 

فعلا برید با این مطلب یکمی حال کنین تا بعد ببینم چی می شه

 

 

Dost daram ye sang bardaram o rooie on benevisam

 Delam barat tang shode!! Bad ono Mohkam bekobam too saret ta befahmi ke faramosh kardan man cheghadar

 !sakht o dardnake

 

راستيييييييييييييييييييي ميبينم كه امتحانا تموم شده و وخت اعلام نتيجه گند کاریاتون ریسیده

 

به به واقعا لذت میبرم وقتی این کارنامهارو با این نمرات زیبا مبیبنم

 

من به شما افتخارررررررررررررررررر میکنم  

 

واقعا مواظب خودتون باشین که یه وختی ندوزدنتون

 

جون اسا تو قسمت نظرها یکم از نمراتتون رو بزنین تا یکم بخندیدم ( البته از نوشتن نمراتی که ناپلونی نیستن خودداری کنید )

 

 

یه سایت جدید پیدا کردم خیلی توپه  جون اسا راس میگم این سایت مخصوص قزوینه:

 

Damar0o damar0o damar0o. dad dad nadad. bezur

 

ها؟

 

 

 

خب دیگه بازم وقت خدافظی رسید

 

که میدیو لازم به سفارش نیست

 

 

شب و روزتون خوش

 

 

بابای

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/11/21  |
 دستت بده فالت بیگیرم!!!
 

سلام  چه طورین؟

 

منم خوبم مرسی

 

چه خبرا ؟ چی کارا می کنین با امتحانا خوش میگذره

 

میبینم که خر می زنینوووووو درس می خونین

 

اره من حالم بدجوری بود یهنی بدجوری این دل صاب مرده گرفته بود

 

(تو غلط میکنی که فک کردی من عاشق شدم)این غلطای زیادی به ما نیومده

 

فقط همی طوری ییهوووووووو دلم گرفته بود واسه خودش منم ولش کردم تا خودش خوب شه

 

 

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ راستی یه چیزی  البته فک کنم دخترا جیگلا عسلا بیشتر استقبال کنن

 

 

 

نمی گم

 

 

 

 

نه اسرار نکن

 

 

 

 

اوا بوسم نکن بدم میاد

 

 

 

 

اه اه اه تفی شدم نکبت نفله اخمخ دیوونه

 

 

 

 

 

 

ای بابا حالا اسرار داری میگم ولی اگه بگم باید ۵ تا نظر اضافه تر بدیااااا

 

 

 

 

 

 

یه فال ورق هست تو نیک صالحی حرف نداره جون تو رد خور نداره می گی نه بیا

 

 

فال ورق

 

 

 

به امتحانش میارزه

 

 

رفتین فال گرفتین چیزای قشنگ قشنگ اومد به جون من دعا کنین که اینقدر بفکرتونم

 

 

دیدن تازگیا مد شده یه عکس میندازن می گن این مسابقس و هرکی جواب بده

 

 بنز اسپرت برنده میشه وووو

 

می دونین که کیو می گم

 

 

منم واسه اینکه کم نیارمگفتم همین طوری عکس بندازم مسابقه بزارم اصلانم جایزه نداریم

 

چرا؟ اگه گفتی؟

 

افرین چون پول نداریمینی درواقع پول اضافه نداریم که واسه شماها جایزه بخریم

 

 

ولی هرکی درست جواب بده من ........... بهش میدم تا تک چرخ بزنه و از خوشحالی سکته بزنه!

 

 

خوب هالا هر کی گفت اینا دارن چی کار میکنن معلومه ادم خیلی خیلی خیلی باهوشی هست

 

 این چرا داره میرقصه؟!

 

 

 

 

 

این عنکبوته رفته تو توالت چی کار کنه؟!

 

 

 

 

 

این موش و گربه دارن چی کار میکنن!

 

 

 

خوب دیگه  وقت چیه ؟

 

 

          آ باریکلا  وقت خداحافظیه           

 

 

                    nazar! nazar! nazar !          کامنت یادتون نره            

                   

                                                        تا اپ بعدی بابای

|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/10/25  |
 ×××شب یلدا×××

 

سلام دوستان ، گلم (گلم=من گلم نه شما )

مشک امد و بوی عنبر اورد (خودمو می گم )

خوبین؟خوشین؟ خوب خداروشکر. بله منم خوبم

به به من به داشتن چنین دوستانی واقعا به خود میبالم (الکی)

 

  انان که عشق خود را آشکار نکنندمعشوق نخواهند بود (شکسپیر)

 

 از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد (زان پل سارتر)

 

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت عشق را از زندگی خود رانده ای (نانسی سیمنس)

 

راه عشق ورزیدن به چیزی ان است که بدانیم شاید روزی ان را از دست بدهیم (جک مسترتن)

 

این سیر سعودی جملات رو هم به افتخار مسوت زدم!!!(قضیه رو کم کنیه ! برای اطلاعات بیشتر به کامنت پست قبل مراجعه شود  )

 

 

مسابقات المپيك حوزه هاي علميه كشور (2): 1- پرش از منبرهاي پنچ 5 الي 10 متري 2- غسل در آبهاي خروشان 3- بستن امامه با سرعت عمل بالا 4- شنا در حوض كوثر

 

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

 

كوچولو ، موچولو ، لولو ، مولو ، هلو ، نونو ؛ اين پيغام صرفا براي غنچه كردن لبهاي شماست و فاقد هرگونه ارزش قانوني ديگر مي‌باشد!!!

 

چند تا آدمن که تنشون ميخاره 1.اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي که شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي که حموم نميرن 4.اونايي که آف‌ت رو واسه خودت ميفرستن!!

 

مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن!

 

بر سنگ سپيدي نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه ميطبيدم باد فرارسيدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بي خود شدم دقايقي بعد زانوهايم لرزيد و من سرخ شدم زرد شدم و تو آمدي و من سيفون را کشيدم و آب تو را برد!

 

زی زی نامه

 

الهی به مردان در خانه ات *    به ان زن ذلیلان فرزانه ات  *  به انان که در بچه داری تکند *  یا در عوض کردن پوشکند

 به انان که با ذوق و شوق تمام  *  به مادر زن خود بگویند مامان *  به انان که دامن رفو میکنند  * ز بعد رفویش اتو می کنند

 به ان قورمه سبزی پزان قدر*   به ان مادران به ظاهر پدر*  الهی به اه دل زن ذلیل *  به ان اشک چشمان ممد سیبیل!

 که ما را بر این عهد کن استوار *  از این زن ذلیلی نکن بر کنار!!!

 

                          بني آدم اعضا يکديگرند                که مثل سگ بهم مي پرند

                  چو عضوي بدرد آورد روزگار         که پنچر شود چرخ آموزگار  

                             تو کز محنت ديگران بي غمي          گمونم پسر عمه شلغمي

                                        

Age Ye shab Raftim Biron sardam shod !! Ye Lab . . . . . Ye Lab . . . . ye labu baram mikhary?!!!

 

 

Mid0oni d0sty yani chi?  D= dashtane        0=oni ke    s=setayesh kardanesh        T=Tamo0mi nadare

Mese t0o !!!  

 

@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

Mid0oni axe chie

 Namaz jamaate ghazvinaxe havay

 

Be tOorke SMS mirese fek mik0one jo0ke mikho0ne ama khit mishe mese alane t0o

 

12

3     /_     9  

6

Baraye didanet sanie sho0mari miko0nam

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

Gho0rbanet ezraeel!!!

نوشته هایی برای یلدا

 

نوشته های یک شکمو

من عاشقتم برای رسیدنت روز شماری و حتی لحظه شماری می کنم چقدر لحظه های بی تو بودن دیر می گذرن

خدایا دیگه طاقت ندارم پس چرا نمی رسی؟؟؟

بلاخره رسیدی آه خدای من باورم نمیشه لحظه های با تو بودن بهترین لحظه هاست!

شب یلدا دوست دارم!!!

 نوشته های یک خسیس

ازت متنفرم هم از تو و هم از همه چیزایی که مثل تواند هر وقت میای کلی بدبختی و بدشانسی و زجر برام داری ارزو می کنم هیچ وقت نرسی!!!

اه چرا رسیدی؟ چرا امدی؟ فقط بلدی مثل زالو بجونم بیافتی و خون منو تو شیشه کنی !!! خدایا یا منو بکش یا شب یلدا رو تموم کن!!!

نوشته های یک بچه

از شکلات هم بیشتر دوست دارم حتی از لپ لپ و سک سک و تخم مرغ شانسی و.....بیشتر دوست دارم وختی که میایی من خوشحالم تر می شه !

اخخخخخخخخخخخخخخخخخ جون ! شب یلدا

 

کیوی جدید به بازار امد !!! مخصوص شب یلدا دارای خواص بسیار :1 اشتها اور  2دارای مواد انتی ویروس   3مناسب برای افراد چاق و

ها خیلی خوشمزه و باحاله به امتحان کردنش میارزه!!!

                                                                    

                 

 

موز  بی نظیر برای سفره عقد و مجالس بسیار خوش طعم و مطبوع مخصوص مادر شوهرهای عزیز

                                                          از اون یکی خوشمزه تره !!!!

                                                                        

سیبی بسیار استثنایی با قابلیتهای ویژه مناسب برای مهمانیهای شلوغ پلوغ بسیار با صرفه

 

                                              یک سیب برای دو نفر! شلیدم بیشتر!!!

                              اینم میوه های شب یلدای شما بپیچم؟!

کنار مشتی خاک در دور دست خودم تنها نشسته ام

نوسانها خاک شدند و خاکها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت

شبیه هیچ شده ای

چهره ات را به سردی خاک بسپار

می ترسم از لحظه بعد و از این پنجره که رو به احساسم گشوده شد..

(سهراب سپهری).

بسوزه پدر عاشقی!!! اینم نوشتم که نگین این یارو چه بی احساسه!!!

  نظر فراموش نشه ها!!!هم فراموش نشه  به قول شاعر که میگه هر چی بیشتر بهتر تر تره !

                                                                         

                                                    تا اپ بعدی بای بای

                                            

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/09/28  |
 :.:.نیمروووووو.:.:

 

سلام دوستان  دوستون دارم!!

1.       خوبین که ؟( البته خیلی مهم نیست ) مهم خوب بودن منه!!!

والا جونم براتون بگه خیلی وقت بود یه اپ درست و حسابی چییییییییییییییییی نکرده بودم.

از بس راجع به غم و عشق و اینجور چیزا اپیدم دپرس شدم!

بزرگی گفته:  مثبت اندیشی ان است که جا به جا کردن کوه ها را ممکن بدانی.

ولی من میگم: مثبت اندیشی یعنی وقتی تو خیابون یه پرنده رو سرت چیش میکنه خدا رو شکر کنی که گاو وگوسفندا پرواز نمی کنن!!

انان که توان ضربه زدن را دارند به هیچکس اسیب نمی رسانند (شکسپیر)

مثل من واسه همین همیشه اجازه می دم داداشم تودعواها منو بزنه  تاغرورش خدشه دارنشه !!

             یک مرد عصبانی همیشه مملو از زهر است (کنفیسیوس)

ولی من میگم: مردا همیشه مملوء از زهرن حتی وقتی به نظر میان مهربونن

                  ذهن مثل چتر نجات است وقتی عمل می کند که باز شود (شکسپیر)

البته اگه مخ داشته باشین!اگه ندارین زیاد به خودتون فشار نیارین خطرداره!

بی معرفت ترین روزها روزی است که در آن نخندیده باشی (چارلز فیلد )

پس بزارین یه چیزی بنویسم که یکم بخندیم

ترکه میره بهشت بعد یه مدتی خدا میبینه ترکه ناراحت ازش میپرسه چی شده ترکه می گه سردمه!

خدا به فرشته ها میگه ببرینش دم دیوار جهنم !!  ترکه میره خودشو میچشبونه به دیوار جهنم بازم گرم نمیشه!  میرنش دم دره جهنم بازم گرم نمیشه!!  خلاصه می برنش تو جهنم! ترکه میره تو جهنم و  میگه اخیشششششش گرم شدم یه فرشته داشته از اونجا رد میشده ترکه بهش میگه: قربون دستت همون درو ببند سوز میاد!!!

شب اول قبر از ترکه هرچی میپرسن ترکه بلد نبوده جواب بده فرشته که بالای سره ترکه بوده میگه یه سوال میکنم اگه جواب بدی کاریت نداریم ازش می پرسن امام اول کیه؟؟؟ ترکه یکم فکر میکنه(به حق چیزای نشنیده مگه ترکا فکرم میکنن!!! ) فرشته میگه یه راهنمایی :یه شمشیرداشته! ترکه یکم دیگه فکر میکنه بازم چیزی نمیگه!! فرشته میگه: یه اسب هم داشته ترکه بازم فکر میکنه و میگه:اااااااااااااااااااااا فمیدم زورو رو میگین!!! 

بچه اصفهانیه میاد پیش باباش میگه:بابا بیست شدم

باباش یکی محکم میزنه تو سر بچشو میگه چرا اینهمه خودکار حروم کردیبا ۱۰هم پاس بودی!!!

بچه اصفهانیه به باباش میگه:بابا چی میشه ما هم مثل بقیه با کشتی سفر کنیم؟؟!! باباش میگه:حرف نزن !شناتو بکن!

 

(از همه دوستام اگه ناراحت شدن عذر خواهی میکنم .این مطلب فقط جنبه شوخی داشت  .امیدوارم منو ببخشین )

چگونه نیمرو درست کنیم؟!؟!؟!

اگه یه دختر بخواد نیمرو درست کنه:

تابلوی دیگه ...مثه بچه ادم در کابینت رو باز می کنن،

ماهیتابه رو بر میدارن توش روغن میریزن،                                                                    

زیرشو روشن می کنن،

اخر هم که تخم مرغ هاروتو ظرف میشکنن و کمی هم نمک و فلفل میزه،

بعد هم ترو تمیز نوش جان می کنن

(البته بین خودمون بمونه که بعضی از خانوم خوشگلا هم همچین بگی نگی یاد ندارنولی خوب حالا بماندمن کلاً گفتم )

حالا فکرشو کن پسره گشنه میشه و می خواد نیمرو درست کنه!

اگه ابجی یا مامانش خونه باشن که هیچ (طبق معمول دستور میدنبی ادبای بی نذاکت)

ولی خدا روزیو نیاره که تنها باشن و بخوان نیمرو درست کنن.

اول که پا برهنه میرن تو اشپزخونه (به قول بچه ها سر خر میندازن پایین و همین جوری میرن تو اشپزخونه )

بعدشم که تو کابینتای بالایی می گردن دنبال قابلمه ای ماهیتابه ای خلاصه هر چی که بشه گذاشت رو گاز!

بعد کلی سرو صدا و ریخته پاش بالاخره تو کابینتای پایینی یه چیزی پیدا میکنن

میزارنش رو گاز بعد دربه در دنبال روغن می گردن از تو یخچال گرفته تا... هرجا که فکرشو کنین

بعد که روغنو پیدا می کنن میریزن تو قابلمه اینقد میریزن که نصف روغن خالی میشه!!!

بعد تخم مرغا رو میارن ولی چشمتون روز بد نبینه یهو یه صدای بلند اخخخخخخخخ با چندتا فحش میاد!!

روی روغنایی که کف اشپزخونه ریخته لیز می خورهوتا از جاش بلند می شه.....چندتا فحش دیگه!!

بله سر شازده پسر محکم خورده به در کابینت بازتخم مرغا رو انداخته رو زمین و سرشو چسبیده

اینجاست که اشپزخونه به گند کشیده می شه بوی روغن دود کرده هم که نگو همه خونه رو برداشته

روغن سوخته هارو میریزه تو سینک و دوباره روغن میریزه و هفت هشت تا تخم مرغ تو قابلمه میشکنن

بعد قابلمه رو بدمیداره ...ول میکنه و چندتا فحش درست حسابی (......)نثار قابلمه می کنه و دستشو تا ارنج میگیره زیر شیر اب

بد با استین بلوزش قابلمه رو دوباره بر میداره و با اون یکی دستشم چند تکه نون

میره همه رو می زاره رو میز و بازهم همه جا رو به نکبت می کشه

و اخر هم بالاخره تخم مرغا رو کوفت می کنه و فحش میده...(کوفتت بشه )

این مطلب چیییییییییییییییی چندتا نتیجه اخلاقی داشت که خدمتون عرض می کنم:

 

اولین نتیجه مربوط به مامانای عزیزه :بجای اینکه اینقد تو خونه به دخترای نازتون کار بگینیکم هم به پسرا تونکار بگین که وقتی که نیستین اینجور همه جا رو به کثافت نکشن!!!

دومی به دخترای گل گلابه:وقتی داداشه بهتون می گه برو برام نیمرودرست کن بهترین جواب اینه:نوکر بابات غلام سیا

(البته اگه جونتون رو دوس دارین بهتره قبلش یه دوره دفاع شخصی ببینین یا زود برید تو اطاقتون و درو قفل کنین البته اگه باباتون خونس لازم به هیچ کدوم از این کارا نیست فقط کافیه برید پیش باباتون بشینین و کمی خودتون رو براش لوس کنین)

نکته: مورد اخر یک روش کاملا دخترانس و برای پسرها کاربردی ندارد

سومی هم به پسرا:وقتی کشنتون شد اگه بچه های عاقلی باشین(که معمولا این در مورد پسرا صدق نمی کنه)نون و پنیر و به نیمرو ترجیح می دین و اگر هم مسر بودین که حتما نیمرو بخورین بهتره کوفت بخورین!!

یا میتونین نون پنیر بخورین ولی به خودتون تلقین کنین که دارین نیمرو میخورین

چهارم هم به شما خواننده گرامی:هر کس این مطلب را بخواند و نظر ندهد ایشالا حناق بگیرد

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از متن فوق به من ربطی ندارد به وجدان خودتون مربوط میشهواز

اونجایی که ادمای با وجدانی هستین این کارو نمیکنین!!

 

تعریف صادقانه از یک دوست بهترین انگیزه بخش اوست

این رو نوشتم تا بیشتر نظر بدین مثلاهر کدومتون 10 تا نظربدین بسه

                  خوب دیگه بس تونهتا اپ بعدی بای بای

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/09/04  |
 مسابقه!
 

این تست شامل 10 سوال کوتاه می باشد

لطفآ سوالات را بدقت بخوانید و امتیاز هر پاسخ را یاداشت کنید

سپس با استفاده از قسمت پاسخ امتیاز به دست آمده خود را بررسی کنید

سوالات :

 

۱ - در حال عبور از جلوي منزل يكي از همسايگان كه معمولاً صدايي از خانه آنها شنيده نمي شود، متوجه مشاجره پدر و مادر با يكي از بچه ها مي شويد. به نظر شما اين موضوع آنقدر جالب هست كه بايستيد و به دعواي آنها گوش دهيد؟



-
وقت من بيشتر از اين كارهاي بي فايده ارزش دارد.(۰)

-
شايد چند دقيقه اي به حرفهاي آنها گوش دهم. (۵
)

-
تا از كل جريان باخبر نشوم خيالم راحت نمي شود.(۱۰)

 


۲ - وقت صحبت تلفني با يكي از دوستانتان، مجبوريد براي چند دقيقه پشت خط بمانيد تا او به تماس تلفني ديگري پاسخ دهد. زماني كه دوستتان برمي گردد، از او مي پرسيد چه كسي تماس گرفته بود؟


-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۳ - پست اشتباهاً نامه همسايه تان را به منزل شما مي آورد كه عنوان خصوصي دارد، ولي درب پاكت قبلاً باز شده است. آيا نامه را مي خوانيد؟


-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 


۴ - يكي از افراد حاضر در يك جمع دوستانه به آهستگي مشغول صحبت با تلفن همراهش است. آيا گوشتان را تيز مي كنيد تا ببينيد جريان از چه قرار است؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۵ - آيا تا به حال درون كيف كسي را از روي كنجكاوي گشته ايد؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۶ - دوستانتان به يك مهماني دعوت شده اند كه شما در ليست مهمانان نبوده ايد، آيا صبح روز بعد از مهماني با آنها تماس مي گيريد تا درباره آنچه در مهماني اتفاق افتاده سؤال كنيد؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۷ - اگر متوجه روحيه افسرده يكي از دوستان و يا همكارانتان شويد، چه مي كنيد؟



-
منتظر مي مانم تا اگر خودش مايل بود سر صحبت را بازكند.(۰)

-
سعي مي كنم به نحوي موضوع را به او ربط بدهم تا مسأله مطرح شود. (۵
)

-
آنقدر اصرار مي كنم تا بالاخره دليل ناراحتي اش را بگويد. (۱۰)

 

۸ - فردي كه در وسيله نقليه عمومي كنار شما نشسته، مشغول ديدن تعدادي عكس است. آيا كنجكاوي باعث مي شود زيرچشمي به عكس هاي او نگاه كنيد؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۹ - بطور اتفاقي كلمه رمز دسترسي به صندوق پست الكترونيكي يكي از دوستانتان را پيدا مي كنيد. آيا نگاهي به اي ميل هاي او مي اندازيد؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰)

 

۱۰ - در خيابان راه مي رويد كه مي بينيد دونفر شروع به دعوا مي كنند. آيا مي ايستيد تا ببينيد موضوع چيست؟



-
بله (۱۰)

-
خير(۰
)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تا ۳۰ امتياز:

شما حتي يك رگ فضولي هم در بدنتان نداريد؛ يا حداقل در امور ديگران فضولي نمي كنيد. دليل آن هم مشخص است: يا فكر مي كنيد كه بايد حريم خصوصي ديگران را محترم بشماريد و يا مشغوليات ذهني بهتري داريد. در هر صورت نتيجه اين است كه به هيچ عنوان در اموري كه به شما ربطي ندارد دخالت نمي كنيد.

۳۵ تا ۷۰ امتياز:

خوب، شما طبيعتاً آدم كنجكاوي هستيد. اما خوشبختانه كنجكاوي شما كنترل شده است و تمام سعي تان بر اين است كه از دخالت در امور ديگران پرهيز كنيد. بعضي وقتها براي گرفتن اخبار دست اول ممكن است هر كاري بكنيد؛ به خصوص اگر پاي شايعات پر آب و تاب در ميان باشد.

۷۵ تا ۱۰۰ امتياز:

شما اطلاعاتي درباره تر يا خشك بودن هيزم جهنم نداريد؟ براي شما هيچ چيز هيجان انگيزتر از كشف مسائل شخصي ديگران نيست و در اين باره هر تلاشي كه لازم باشد انجام مي دهيد. احتمالاً تا به حال از طرف دوستانتان لقب فضول را دريافت كرده ايد. اگر اين اتفاق تا به اين لحظه نيفتاده، مطمئن باشيد در آينده اي نه چندان دور خواهد افتاد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فضول رو بردن تو افتاب اب دماغش را افتاد

|+| نوشته شده توسط آساهی در 85/07/15  |
 
 
بالا