تبليغاتX
.::غریب دیروز اشنای امروز ::.
شوخی نیمی از حقیقت است...
 کی حال داره؟!

 

سلامی چو بوی خوش قورمه سبزی  (سحری)

حال و احوال چه طوره؟ خوب هستین که ایشالا؟ داشتم به پستای قبلی یه نیم نگاهی

 مینداختم که به چندتا نتیجه مهم رسیدم:

اول اینکه:چقد تازگیا ینی از عید به اینور پستام کوتاه و غمور و کلیشه ای و ... شده

دوم اینکه:چقدر کامنتام کم شده اخه چرااااااااااااااااا؟چرا میاین میخونین کامنت نمیزارین ها

سوم اینکه:خیلی وقت یه اپ شادو باحال نکردم

بله!این نتایج بررسیهای منه که خیلی هم مهمه!این اول ماه رمضونی هم که نیس ادم خیلی گشنس و

مخش کار نمیکنه و نمیتونه یه مطلب باحال واسه اپ کردن جور کنه بعد افطار هم که خوب خودتون

بهتر از من در جریان هستیناینقد شکما پر و سرا شلوغه و هی باید مس بسابیو یخ

حوض بشکنی (البته این کارارو ما خانوما مجبور انجام بدیم اقایون که از هفت دولت آزادن)

 که تا به خودت میای  ساعت شده ۱۲-۱ باید بخوابی که سحر خواب نمونی

پس در نتیجه  ادم باید یا اپ نکنه که نمیشه اپ نکرد یا روزه نگیره و درست حسابی اپ کنه

که خب اینم فکر کنم نشه؟!ها؟

 خب سراغ مطالب این پست که کلی هم واسشون زحمت کشیدم

                            

آنتونی کویین: خوشبختی یعنی تسلیم نشدن در برابر بدبختی.

شکسپیر:انان که عشق خود را آشکار نکنندمعشوق نخواهند بود. 

شامفور: محبت خرجی ندارد در حالی که همه چیز را خریداری میکند.

ویکتور هوگو: خوشبخت ترین انسان کسیست که خداوند دلی پر از احساس به او داده باشد.

                      

میخواهمت

بی آنکه باشی

و بدانی

که دوستت دارم

و بدانی

چه اندازه حضور خاطره ی نه چندان دورت

دلم را گرم میکند...

                                                                                             از فرزانه

                        

 

13wvsoq!w

Wvz!zv

مانیتورت رو برعکس کن دوباره بخون!

 

Spanish=dekaso

Torky=binolma

Arabi=alvahno

Rusi=lucat

Italy=olmanro

English=pitaction

Chini=ikamoro

India=mirahe

Japan=chang so

Beljik=kateli

Farsi=sare kari

 

 

خب دیگه واسه این دفعه بسه

 

سر سفر افطار و سحر به یاد این دوست کوچیکتونم باشین

 

یادتون نره

 

تا پست بعدی بابای

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/06/26  |
 احساس من...

تو نمیدونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تورو نمیخوام

 

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام 

 

یه شوخی بودو یه قضه تلخ وقتی که گفتی تورو نمی خوام

 

خیال میکردم میخوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم 

 

چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته

 

رنگ اون چشات چشمای سیات زنجیر دلت دستامو بسته 

 

شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده

 

ولی می دونم تو اسمونا قصه مارو یکی شنیده 

 

تو باور نکن هرکی بهت گفت پیشت میمونم

 

باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو میخونم...

 

وقتی که تنها شدم...

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/06/22  |
 یه خبر خوش!!!!!
یه عالمه سلام بعد یه ماه دوری 

من بالاخره بعد از یک چندوقت دوری امروز به وصال نت رسیدم

اول از همتون که تولدم رو بهم تبریک گفتین  ممنونم

بعدشم تصمیم گرفتم هر هفته وبم رو اپ کنم  

از هفته اینده هر هفته منتظر یه اپ جدید باشین

تا هفته اینده

بابای

 

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/06/19  |
 ...یک روزه بزرگ!!!
سلام

امروز یه روزه خیلی خاصه! میدونین چرا؟! معلومه که نمیدونین اخه

امروز            تولدمه!!!!!!!!!

این روزه بزرگ رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم که همیشه منو داشته باشین!

اول نوشیدنی

این ماءالشعیره!!!

حالا کیک

 

و حالا نوبت هدیه هاست

 

بهترین هدیه شما نظرات شماست!

تا پست بعدی که معلوم نیست کی باشه

بابای

 

|+| نوشته شده توسط آساهی در 86/06/04  |
 
 
بالا